50حركت كرد. نزد قبر رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] رفت و شروع به گريه كرد. حسن و حسين8 را ديد و آنها را در آغوش كشيد و بوسيد. پس گفتند: مشتاقيم كه اذانى را كه براى رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] در مسجد مىگفتى، بشنويم. بلال بر بام مسجد رفت و در جايگاهى كه همواره مىايستاد، قرار گرفت. هنگامى كه گفت: اللهُ اكبَر، مدينه با صداى گريه اهلش لرزيد. هنگامى كه گفت: «اَشْهَدُ ان لا الهَ الاَّ الله» ، در اثر صداى گريهها لرزش مدينه بيشتر شد. هنگامى كه گفت: «اَشهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسولُ الله» همه زنان از خانههايشان بيرون آمدند و گفتند: [گويا] رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] برانگيخته شد. پس از رحلت رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)] هيچ روزى اشكبارتر از آن براى مدينه، روايت نشده است. 1
حافظ تقى الدين على بن عبدالكافى سبكى در «شفاء السقام فى زيارة خير الأنام» 2، ديدگاهها و اقوال مربوط به زيارت پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] را ذكر كرده است؛ از جمله اينكه درباره زيارت بلال بن رباح مؤذن رسول خدا[(صلى الله عليه و آله)]، چنين روايت شده كه: بلال براى زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] از شام عازم مدينه شد. ما آن را با اسنادى صحيح روايت كرديم. ابوالقاسم بن عساكر از كسانى است كه اين مطلب را آورده است. «حافظ محمد عبدالغنى مقدسى» در «الكمال» درباره شرح حال بلال مىگويد: «بلال پس از پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] اذان نگفت، مگر يكبار كه براى زيارت قبر پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] به مدينه آمده بود و گفتهاند براى ابوبكر در زمان خلافتش اذان گفته است».