185در سرزمينى كه پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] در آن اقامت داشته و جبرئيل در آن گام نهاده است، شادمان باش [و به خوبى بهره ببر]؛
سپس به روضه ايشان برو و در آن نماز بگزار و هر چه مىخواهى بخور [كنايه از فيض بردن] كه مهمان هستى؛
هنگامى كه به پيامبر[(صلى الله عليه و آله)] نزديك شدى، برروى ديدگانت بايست و او را به حضور ببين وقتى مىگويى:
سلام بر تو اى كسى كه سايهاش بر اين وجود سايهسار ابدى است.
آيا سلامكننده بر ايشان، در برابر قبر شريف آن حضرت نيز همچون بزرگان ادب و فضل و علماى سلف، با فروتنى و افتادگى ظاهرى و باطنى مىايستد؟ [بايد از آنها درس بگيريم و به هنگام سلام، چنين حالتى داشته باشيم]. از ميان آن بزرگان، شيخ ابنقيم است كه آگاه از نفس خويش و در ارشاد ديگران مىگويد:
نَقوُمُ دونَ القَبرِ وَقفَةَ خاضِعٍ
مُتِذَلِّلٍ فى السِّرِّ وَالإِعلانِ
در نهان و آشكار در برابر قبر با خشوع و تواضع مىايستيم.
آيا كسى كه در برابر آن حضرت مىايستد، همان هيبت و عظمتى كه خداوند به آن حضرت عطا كرده را درك و احساس مىكند؟ خداوند، جمال و جلال آن حضرت و حُسن ايشان را با هيبت و كمال و تواضع ايشان را با خشيت و وقار آراسته است.
بزرگان و پيشوايان ما در گذشته، از جمله ابنقيم، نسبت به آن حضرت چنين باورى داشتهاند. همانطور كه گذشت، ابنقيم در نونيه در اين باره چنين سروده است: