53
شبهه: تلازم بين توحيد ربوبى و الوهى
وهابيان مىگويند: انبيا به جهت دعوت مردم به توحيد ربوبى نيامدهاند، چون كه مردم بىنياز از بيان آن بودهاند و به آن اعتقاد داشتند، بلكه به جهت توحيد در الوهيت آمدهاند كه همان توحيد در عبادت است و در اين زمينه به آياتى تمسك مىكنند از آن جمله؛ خداوند متعال مىفرمايد:
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللّٰهُ فَأَنّٰى يُؤْفَكُونَ (عنكبوت: 61)
و هرگاه از آنان بپرسى: چه كسى آسمانها وزمين را آفريده، وخورشيد وماه را مسخّر كرده است؟ مىگويند: الله! پس با اين حال چگونه آنان را (از عبادت خدا) منحرف مىسازند؟
پاسخ
اولاً: همانگونه كه بسيارى از مفسران اهل سنت گفتهاند مقصود اين آيه سؤال از نهاد و فطرت و درون آنهاست كه آنان نيز در نهادشان به اين نتيجه مىرسند كه خالق و مدبّر خداست گرچه در ظاهر خلاف آن را مىگفتند.
ثانياً: توحيد ربوبى و توحيد الوهى به معناى استحقاق عبادت، عرفاً و شرعاً با هم متلازمند و اعتقاد به يكى، مستلزم اعتقاد به ديگرى است. لذا اگر مشركان معتقد به توحيد ربوبى بودهاند بايد اعتقاد به توحيد الوهى و استحقاق عبادت براى خداوند متعال داشته باشند، در حالى كه قرآن مىگويد: مشركان شرك در عبادت داشتهاند، پس شرك ربوبى نيز داشتهاند؛ چرا كه عبوديت به جهت ربوبيت است.