38
ربيت القوم: سستهم، اي كنت فوقهم. 1
قوم را تربيت نمودم يعنى سياست كردم آنان را يعنى بر آنان برترى دارم.
گفته شده قول خداوند متعال در حكايت از حضرت يوسف(ع) از همين معناست؛ آنجا كه مىفرمايد:
مَعٰاذَ اللّٰهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوٰايَ (يوسف: 23)
پناه مىبرم به خدا! او [عزيز مصر] صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامى داشته؛ (آيا ممكن است به او ظلم وخيانت كنم؟!)
و قول خداوند متعال: ( اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ؛ «مرا نزد صاحبت [سلطان مصر] يادآورى كن!». (يوسف: 42)
و قول خداوند در حكايت از حضرت يوسف(ع): ( اِرْجِعْ إِلىٰ رَبِّكَ؛ «به سوى صاحبت بازگرد». (يوسف: 50)
ج) مصلح و مدبر و مربى امور
ابن فارس مىگويد:
انّ كلمة (ربّ) مشتقة من التربية؛ لانّ الله سبحانه مدبّر الخلق و مربيهم، و يقال: رب فلان ضيعته، اذا قام على اصلاحها. 2
همانا كلمه (رب) مشتق از تربيت است؛ زيرا خداوند سبحان تدبير كننده خلق و مربى آنان است و گفته مىشود: فلان شخص متاع خود را تربيت نمود يعنى بر اصلاح آن قيام كرد.
زبيدى مىگويد: