91مگرچه مىشود؟! كفر كه نيست! عبدالمجيد كه گويا منتظر شنيدن چنين سخنى بود، سر بالا آورد و با برافروختگى تمام گفت: كفر است ديگر؛ از كفر هم بدتر است پدر جان من! آنها مىگويند اول بنا بوده كه على(عليه السلام) پيامبر شود؛ يعنى قرار بر اين بوده كه على(عليه السلام) به جاى حضرت محمد(صلى الله عليه و آله) پيامبر باشد، اما وقتى جبرئيل امين وحى خداوندى را از آسمان به زمين آورد خيانت كرد و به جاى على(عليه السلام) به سراغ حضرت محمد(صلى الله عليه و آله) رفت. از آن روز حضرت محمد(صلى الله عليه و آله) شد پيامبر و على(عليه السلام) هم شد جانشين پيامبر؛ به همين جهت پس از نماز سه بار مىگويند: خان الامين؛ يعنى جبرئيل امين در كار خود خيانت كرد.
عبدالمجيد چانهاش گرم شده بود و دوست داشت همين جمله را به صورتهاى گوناگون ترجمه و تفسير كند تا بيشتر در دلها جا بيفتد. اما سخن پدرش حرف او را قطع كرد كه گفت: يعنى تو اين را باور مىكنى؟! حالا اگر كسى باشد كه به عمرش شيعه نديده باشد يك چيزى. اما ما كه از قديم و نديم مجالس و مساجد اينها را هم ديدهايم با آنها نشست و برخاست داشتهايم، چرا تا به حال يك بار به گوشمان نخورده است؟!
مصطفى كه با سخنان پدر دلگرم شده بود، از فرصت استفاده كرد و گفت: باباجان! درد من هم همين است ديگر! من كه نمىگويم ما بياييم شيعه شويم. مىگويم