62بود كه پيامبر(صلى الله عليه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا آن را انجام دهد 1؛ نه يك قضيه عادى مثل دوستى و آشتىدادن على(عليه السلام) با عدهاى كه از او دلخور بودند. 2
مصطفى كه طاقتش طاق شده بود، وسط حرفهاى حاج آقاى رحيمى پريد و گفت: حاج آقا من هم همينها را مىخواهم بدانم. البته پرسشهاى جدى در اين زمينه زياد است. باور اين مسئله براى من مشكل است كه بپذيرم صحابه پيامبر با آن همه جانبازى در راه دين، وصيت او را زير پا بگذارند و خليفه پيامبر را رها كنند؛ آن هم افرادى كه رابطه نزديكى با پيامبر(صلى الله عليه و آله) داشتند و دخترانشان همسران پيامبر بودند و آن همه فضايل در احاديث براى آنها گفته شده است. حتماً برخى از آنها را در