112سپارد، اما در و ديوار مسجد و محله بنىهاشم اين امان را از او گرفته بود. بهاى فدك اين همه نبود. او يك بار فدك را به فاطمه بازگرداند و آن وقتى بود كه على(عليه السلام) و امايمن شهادت دادند كه پيامبر(صلى الله عليه و آله) فدك را به فاطمه(عليها السلام) بخشيده است. اما دستيار همهكارهاش، عمر، سر رسيد و سند فدك را از فاطمه گرفت و آن را پاره كرد. 1
ابوبكر فكر كرد كه اى كاش عمر اين كار را نكرده بود و كار به اين جاها نمىكشيد. اما عمر هم بىحساب و كتاب دست به اين عمل نزده بود. هر دوى آنها مىدانستند كه فدك بهانه است. فدك گرچه منبع اقتصادى خوبى براى على(عليه السلام) و فاطمه(عليها السلام) بود، اما ارزش اين همه رسوايى را نداشت. پس ترس ابوبكر از آن بود كه فاطمه(عليها السلام) پس از ادعاى فدك و پيروزى در اين صحنه، خلافت آنها را نشانه رود. او هنوز از ياد نبرده بود كه فاطمه در آن روزهاى نخستين خلافت ابوبكر، در كنار شوهرش على(عليه السلام) بود و آنگاه كه على(عليه السلام) را دست بسته براى بيعت مىبردند، كمر