73
فصل اول: اثبات آفريدگار عالم
در مقدمۀ استدلال بر اين مطلب مىگوييم:
اشياء يا ممتنعاند، يا ممكن، يا واجب
هرگاه پديدهاى را در نظر بگيريم و آن را به پيشگاه عقل ببريم، عقل به سرشت خود وجود آن را بهخودىخود، بدون دخالت امرى ديگر، كه بخواهد مانع از وجود آن پديده شود، يا آن را ممتنع و ناشدنى مىبيند، يا وجود آن پديده را به خودى خود ممتنع نمىيابد و احتمال مىدهد به سبب علت عارضى، وجودش ممتنع شود.
براى صورت نخست، اجتماع دو امر متناقض را به عنوان مثال ذكر مىكنيم؛ يعنى بود و نبود يا وجود و عدم. همچنان كه برداشتن وجود و عدم از يك چيز در يك زمان، نيز امتناع دارد؛ زيرا هر چيزى بالاخره يا هست يا نيست، و عاقلانه نيست كه يك شىء، در يك زمان هم باشد و هم نباشد. همچنانكه نمىتوان پذيرفت كه يك شىء، نه باشد و نه نباشد.
نيز دو امر متضاد، مثل سياهى و سفيدى و حركت و سكون، در محل و زمان واحد، با هم جمع نمىشوند و اجتماعشان غيرممكن است. همچنين، فَرْد شدن عدد چهار و زوج شدن پنج، به اين معنا كه چهار به دو عدد متساوى بدون كسر منقسم نشود، و پنج