331پيشوايى گروه بر حق را برعهده دارند. شايد از همين روست كه اميرمؤمنان(ع) مىفرمايد: «من در روزگار حيات پيامبر خدا(ص)، همچون جزئى از وجود آن حضرت بودم. نگاه كردن مردم به من، همچون نگريستن ايشان بود به ستارگان آسمان». 1
معاويه، در نامهاى به محمد بن ابىبكر، مىنويسد:
ما در دوران زندگى پيامبر(ص)، رعايت حق على بن ابىطالب را بر خود لازم مىدانستيم و فضيلت او براىمان آشكار بود. اگر پدرت در خلافت بر ابن ابىطالب سبقت نمىگرفت، ما با آن حضرت مخالفت نمىكرديم و در برابرش تسليم بوديم... . 2
نقل است كه مهاجرين و انصار يا عموم ايشان، مىدانستند كه امر خلافت از پيامبرخدا(ص) به اميرمؤمنان(ع) منتهى مىشود. 3
به هر حال، با توجه به روايات گذشته معلوم مىشود كه بايد اطلاق رواياتى كه مىگويد امامان از قريشاند 4 يا اينكه از بنىهاشم 5، به آن روايات قيد بزنيم و معتقد شويم كه تنها اهلبيت از قريش و بنىهاشم منظور مىباشند و ديگر بنىهاشم در اين امر سهمى ندارند؛ چه رسد به عموم قريش.