324 «خدايا، اگر محمد راست مىگويد، بر ما از آسمان سنگ بباران يا عذابى دردناك فرو فرست».
هنوز به وسائلش نرسيده بود كه خداى متعال با سنگى او را مورد اصابت قرار داد؛ سنگى كه بر فرق سرش فرو نشست و از ماتحتش خارج گرديد. به دنبال آن، اين آيه نازل شد: «پرسندهاى، تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد. اين عذابِ كافران است و هيچكس نمىتواند آن را دفع كند». 1
ز) اميرمؤمنان(ع) و ائمه(عليهم السلام) و دوستداران ايشان، دربارۀ مقدم بودن على(ع) بر ديگران و سزاوارى ايشان به منصب خلافت نسبت به ديگر مدعيان، بارها به واقعه غدير احتجاج كردهاند و اين خود، مؤيد ديگرى است بر مسئله مورد بحث.
در اين باره، سخن بسيار طولانى است. علماى شيعه، به تفصيل در اين باره بحث كردهاند و ما نيز پارهاى از مطالب را در كتاب فى رحاب العقيده، در پاسخِ سؤال هفتم آوردهايم. اما آنچه ذكر نمودهايم، براى انسان منصف كافى خواهد بود؛ هرچند كه راه براى مراجعه به كتابهاى مفصل در اين زمينه، براى همه گشوده و هموار است.
روايات مستفيض و قراين صادق
تعداد و اسناد اين روايات نزد عامه به اندازهاى فراوان است كه روى هم رفته، بالاتر از تواتر اجمالى قرار مىگيرند. بلكه بعضى از اين روايات به تنهايى، مقامى برتر از تواتر دارند؛ همچنان كه از مطالب پيشگفته معلوم مىشود. به خصوص آنكه اين روايات با عقيده و موضعگيرى جمهور در مقابل اهلبيت(عليهم السلام) و طرفدارى از دشمنان و غاصبان حقوق ايشان، تناسب و هماهنگى ندارد و اين خود دليلى است آشكار بر انكارناپذير بودن روايات مذكور؛ چندان كه مخالفان نيز ناگزير از ذكر و بيان آنها هستند.
از سوى ديگر چون شيعه، اين دسته روايات را به طرق مختلف و متعدد نقل