288در اسلام يا صحابه به طور عموم از ديگر سو صورت مىگيرد. بىترديد منازعه بر سر عدالت صحابه، تفضيل يكى بر ديگرى، بيان مناقب و مثالب و سيرۀ شخصىِ هر يك از آنان و امور كاملاً جنبى كه تنها فايدهاش برانگيختن عواطف و احساسات است، در پى خواهد داشت؛ چيزى كه متونهاى بسيارى را در اين زمينه به خود اختصاص داده و نكتۀ مهم در اين مقايسه را مغفول ساخته است تا از اين رهگذر اصلاً به آن پرداخته نشود يا گذرا و بىآنكه حق مطلب ادا شود و بحث لازم دربارهاش صورت گيرد، آورده شود.
نظام متكامل امامت
همۀ مسلمانان بر اين مطلب اتفاق دارند كه امامت، امرى است شرعى و مسئوليتى خطير؛ فراتر اينكه از شرافت ويژهاى برخوردار است؛ زيرا احكام و آثار بزرگ و بسيار مهم بر آن مترتب مىشود؛ همچون وجوب شناخت امام و بيعت با او، فرمانبردارى از ايشان، حرمت خروج عليه وى، وجوب يارى او در مقابل طغيانگران و كسانى كه از فرمانش سر برتافتهاند و امور ديگرى كه در جاى خود ذكر شده و پيشتر بدان اشاره كردهايم.
بنابراين، امامت را شارع مقدس بايد تعيين كند و اصول و برنامههاى آن را تدارك ببيند؛ حال اين تعيين با تصريح و وجود نص بر امام باشد، يا امضاى بيعت مسلمانان با امام يا به شيوهاى ديگر، البته بنابر اختلافى كه بين دو رويكرد مذكور وجود دارد.
از آنجا كه اسلام، خاتم اديان، و تا آخرين روز حيات اين خاكدان، ماندگار است و چنين مقدر شده كه دينِ حاكم بر گسترۀ جهان، همين دين باشد، لزوماً يكى از برنامههاى اسلام، تشريع نظام امامت است؛ امامتى كه براى عملى شدن و راه يافتن به صحنۀ حكومت بر عالم تا هميشه، صلاحيت و مشروعيت داشته، و البته به افراد يا جماعتهاى خاصى مختص نباشد و تا هنگامى كه قدر و منزلت والاى آن، ارج نهاده