281بىشك در اين احاديث، منظور از خلفا كسانى نيستند كه جمهور به آنها معتقدند و اساسشان بر بيعت و زور بوده است. همچنين كسانى كه ديگران به آنها باور دارند، اما دربارهشان نصى وارد نشده است؛ زيرا در هيچكدام از اين موارد انحصار در عدد خاصى وجود ندارد.
عدهاى از بزرگان عامه قصد آن داشتند تا خود را از تنگناى دلالت اين روايات برهانند و با حمل آنها برخلاف ظاهرشان، بلكه برخلاف صراحتى كه در بعضى از آنها وجود دارد، آنها را به معمايى دور و متكلفانه تأويل كنند. اين تلاش بيهوده را مىتوانيد با مراجعه به كتابهاى ايشان 1 و نيز جزء سوم كتاب فى رحاب العقيده، آنجا كه دربارۀ گروه سومِ روايات مربوط به امامت ائمۀ اثنى عشر(عليهم السلام) سخن گفتهايم، ملاحظه نماييد.
آنچه دلالت اين گروه از روايات را بر منصوص بودن امامت آشكارتر مىكند، مطالبى است كه در رواياتى همچون روايت ذيل، از پيامبر خدا(ص) نقل شده كه فرمودند: «تمام ايشان طبق هدايت و دين حق عمل مىكنند». 2 در رواياتى نيز آمده است كه خلفايى هادى و هدايتيافته، ميان امت اسلامى وجود خواهند داشت. 3
جمع بين اين دسته از روايات، اين مطلب را مىرساند كه ائمه(عليهم السلام)، دوازده وجود مقدس هستند براى هدايت بندگان و تمام ايشان طبق هدايت و دين حق عمل مىكنند.