245رفع اختلافات، به كاملترين شكل به انجام رساند. در اين ميان، كوتاهى مردم در قيام به وظايفِ فردى و اجتماعى در قبال مسئله امامت، و پيامدهاى ناگوار و عواقب مصيبتبار آن، به امر غيبت منجر شد؛ امامتى كه خداوند آن را به غرض هدايت و رفع اختلاف تشريع فرمود.
پس در اين مورد، غيبت او(عجل) همچون تقيه كردن پدران بزرگوار ايشان(عجل) در برخورد با ظالمان و به زندان افتادن بعضى از ايشان است؛ بهگونهاى كه امكان ايفاى وظايف امامت و صيانت دين از تباهى و اختلاف را كاملاً بر آنان ناممكن مىساخت.
پس اين امر اگر حاصل از كوتاهى در تشريع نباشد - همچنان كه نيست - بلكه آن را ناشى از قصور مردم در اجراى اصل امامت در متن زندگى مسلمانان بدانيم، در اين صورت اشكالى پيش نمىآيد. در جوابِ سؤال پنجم بخش اول كتاب فى رحاب العقيده، اين مطلب را به تفصيل بررسى كردهايم.
نتيجه اينكه تنها راه، پذيرش مطالب فوق است؛ يعنى: از آنجا كه هدف از نبوت، تعليم دين به مردم در همۀ عصرها و محافظت از آن در برابر تحريف، اختلاف و نابودى است، به ناچار بايد پس از پيامبر(ص)، امام و مرجعى باشد تا اهداف نبى اكرم(ص) را برعهده گيرد و در تمام دورانها، آنها را به انجام رساند.
گفتار دوم: توقّف امامت دينى به نص
دانستيم كه جعل امامت دينى پس از پيامبر(ص)، امرى است ضرورى. ازاينرو، بىشك امامت، به شناخت همه جانبۀ دين، احاطه به تمام خصوصيات، احكام، قواعد و شاخصههاى آن، و شايستگى لازم و امانتدارى تام در بيان و تبليغ آن بستگى دارد.
از سوى ديگر روشن است كه همۀ مردم نمىتوانند به تنهايى شخص واجد اين شرايط را شناسايى كنند و به امامت برگزينند. پس ناچارند در اين امر مهم، به آنچه خداى متعال تعيين و بدان تصريح فرموده است، گردن نهند كه او، خالق انسانها و آگاه