213يافتن انسانهاى عادى نيز، به انجام دادن طاعات و ترك معاصى مهيا مىسازد و از آنها برخوردارشان مىگرداند.
ازاينرو، معصوم(ع) بر ديگران برترى دارد، بلكه در بالاترين مراتب فضل و قرب به پروردگار قرار مىگيرد و اين به سبب پايدارىاش در طاعت و ترك معصيت و التزام بدين حالت است؛ آنسان كه بر همگان آشكار مىشود وى از سطح بسيار بالايى از معنويت و رابطۀ با خداى متعال برخوردار است و در ذات حق فانى شده است.
بىشك اگر معصوم(ع) در اين امور مجبور باشد و هيچ اراده و اختيارى نداشته باشد، هيچ فضيلت و برترىاى نزد خدا نخواهد داشت. حتى هيچ طاعت و معصيتى براى او نخواهد بود. همچون ابزارهاى بىروحى كه براى انجام دادن كارهاى مختلف، به حركت درمىآيند و بهره مىرسانند.
وجوب عصمت دليل بر اجبار نيست
دوم: بسيار گفته مىشود كه پيامبر(ص) و امام(ع) «واجبالعصمة»اند و اين امر براى آنها لازم و ضرورى است. بنابراين جاى اين شبهه هست كه عصمت براى ايشان واجب است و هرگز از آنها جدا نمىشود و در بود و نبود آن اختيارى ندارند.
اما منظور از وجوب عصمت، اين معنا نيست، بلكه يعنى ثابت بودن عصمت براى شخص معصوم(ع) به صورت عقلى امرى است آشكار؛ زيرا لازمۀ اين امر، يعنى نبوت و امامت تحقق يافته و جايى براى احتمال عدم عصمت در آنها وجود ندارد.
توضيح مطلب: در آينده ثابت خواهيم كرد كه به حكم عقل، بر خداوند قبيح است نبوت و امامت را در غير معصوم قرار دهد، پس هرگاه خداوند كسى را به نبوت و امامت برگزيند، به ناچار بايد كسى باشد كه مىداند به گناه نزديك نمىشود و به معنايى كه گفتيم معصوم است؛ زيرا خداوند كار قبيح انجام نمىدهد. از سوى ديگر، چون خداى متعال مىداند چنين كسى بايد پيامبر و امام باشد، لازم است اين امر تحقق پيدا