210لاٰ عٰاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ وَ حٰالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكٰانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ (هود: 42 و 43)
و آن كشتى، آنها را از ميان امواجى همچون كوهها حركت مىداد [در اين هنگام] نوح فرزندش را كه در گوشهاى بود، نداد داد و گفت: پسرم، همراه ما سوار شو و با كافران مباش. گفت: به كوهى پناه خواهم برد كه مرا از آب نگاه دارد. [نوح] گفت: امروز هيچ حفظكنندهاى در برابر حكم خدا نيست، مگر كسى كه خداوند بر او رحمت آورد. در اين هنگام موج در ميان آن دو حايل شد و او در زمرۀ غرق شدگان قرار گرفت.
خاستگاه عصمتِ از نادانى و خطا
اگر عصمت، به معناى عصمتِ از نادانى و خطا و فراموشى باشد، به ناچار مبتنى است بر اينكه خداوند بندۀ خود را از آن امور بركنار مىدارد؛ اگرچه به وسيلهاى خارج از اختيار بنده باشد؛ همچون: ويژگىهاى بدنى و جسمانى يا تنبّهدهندههاى بيرونى، مانند وحى و حمايتِ روحالقدس و جز آن. اين مسئله، مانع و مشكلى ندارد.
خاستگاه عصمتِ از گناهان
اما اگر عصمت، به معناى بىگناهى در امر تبليغ دين و غير آن (عصمت از مطلق گناه) باشد، گاه همان معناى پيشگفته به ذهن مىآيد و اينكه عصمت در اينجا، همچون عصمت در آن امور است و به همان قياس (يعنى جبرى و بدون اختيار). چه بسا چنين معنايى از اين نوع عصمت، به شيعه نسبت داده شده است. اين نسبت يا از سر جهالت و نادانى از مراد شيعيان است، يا براى بىاعتبار كردن و ايراد گرفتن از آنان. اين معنا، از شيعه بسيار بعيد است و با مبناى شيعه درباره افعال بندگان، سازگارى ندارد؛ زيرا رويكردها درباره افعال بندگان سهگونه است:
اول: رويكرد جبرىها كه معتقدند انسان در انجام دادن كارهايش بىاختيار است و