202 شماست پشيمانى و حسرت، ولى ديگر فرصت سپرى، و افقها تاريك شده است. آيا شما را به هدايت واداريم، درحالىكه شما از پذيرش آن كراهت داريد. 1
و آن حضرت(عليها السلام) چه راست و نيكو خبر داد. پس از آن، مشكلات و سختگيرىها شروع شد و امور چندان دگرگون و متحول گرديد كه پس از 25 سال به اوج خود رسيد و با مرگ عثمان و جنگهاى خونين پس از آن، به انفجارى بزرگ انجاميد. آنگاه پس از پنج سال معاويه بر سر كار آمد و طى بيست سال خلافتش، حرمتهاى بسيارى را شكست و ناهنجارىهاى متعددى را پى نهاد كه آخرينشان، ولايتعهدى يزيد بود؛ كسى كه رسوايىها و فجايع بزرگى مرتكب شد و در تاريخ مشهور است؛ از يكسو قتل امام حسين(ع) و شكستن حرمت او و از سوى ديگر، واقعه وحشيانه و ضد انسانى حرّه و هتك حرمت حرم امن الهى و ويران كردن آن با منجنيق و بسيارى جنايات ديگر.
آنگاه نوبت به خلافت مروان و فرزندانش رسيد و دولتها و سلاطين جور يكى پس از ديگرى عهدهدار امور مسلمانان شدند و «هرگاه گروهى وارد مىشد، گروه ديگر را نفرين مىكرد» 2 تا اينكه كار به جايى رسيد كه اكنون شاهدش هستيم و نيازى به شرح و بيان ندارد، و انا لله و انا اليه راجعون.
نامه امام حسين(ع) به برادرش محمد بن حنفيه
2. در نامهاى كه امام حسين(ع) از مكه، به برادرش محمد بن حنفيه فرستاد، مىخوانيم: