197 نگرفت؛ زيرا قصاص قبل از جنايت روا نبود. همچنين در شب شهادتش، از سر تسليم در برابر تقدير الهى در بيرون آمدن از خانه براى نماز، ترديد به خود راه نداد و چون به قاتل خويش دست يافت و او را اسير گرفت، در حقش نيكى كرد 1 و فرمود او را مُثله نكنند. 2
يعقوبى، هنگام پرداختن به بيعت مردم با امام حسن(ع) پس از قتل اميرمؤمنان(ع) مىگويد:
پس عبدالرحمان بن ملجم را طلبيد. عبدالرحمان گفت: «پدرت تو را چه وصيت كرد؟» امام حسن(ع) فرمود: «گفت كه غير قاتلش را نكشم و شكم تو را سير نمايم و بر تو سخت نگيرم و اينكه اگر ايشان زنده ماند، يا تو را قصاص مىكند يا مىبخشد و اگر زنده نماند، تو را به ايشان ملحق سازم». ابن ملجم گفت: «بىشك پدرت، در خشنودى و خشم، حق مىگفت و به حق قضاوت مىكرد». 3
و ديگر شواهد نيز به ملتزم بودن امام اميرمؤمنان(ع) به دين و اصول و ارزشهاى آن تأكيد دارند، در حدّى كه وضوح آن نياز به جمع و بيان شواهد ندارد.