186 مىآورد و در حركتش به سوى كمال، آن را در خط مستقيم قرار مىدهند يا نه! چرا كه پرداختن به اين امر، دامنۀ سخن را مىگسترد، اما بايستۀ گفتن است كه بىشك، وسعت و شمول شريعت اسلامى بهگونهاى است كه مىتواند بنيانگذار دولتى شود مردمى، متمدن و داراى موجوديتى ارجمند و تأثيرگذار در عالم؛ آنگاه سطح آن دولت را آنسان تعالى و تكامل بخشد كه نسبت به عصرى كه در آن ظهور نيافته، به مراتب بالاتر باشد و در مقايسه با قوانين و نظامهاى موجود در آن عصر، از جايگاهى والاتر برخوردار گردد. البته اين ويژگىها با محيطى كه پيامبر(ص) در آن زندگى مىكرد، سنخيت نداشت؛ محيطى جاهلى، بتپرست، بدوى، تبهكار، دور از جوامع متمدن و ناسازگار با آنها و از آن مجتمعات متمدن به مراتب دور بود.
تنها تفسيرى كه براى اين حقيقت متصور است، اينكه بگوييم پيامبر(ص) در اين تشريعِ شگفت و عادتشكن آن عصر، از وحى الهى مدد گرفت و اين چيزى است كه خدايى بودن رسالت آن حضرت(ص) را در دعوت عظيمش، تأييد و بر آن تأكيد مىكند.