144همچنين مىفرمايد:
خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا وَ أَلْقىٰ فِي الْأَرْضِ رَوٰاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ (لقمان: 10)
و آسمانها را بدون ستونهايى كه ببينيد آفريد و در زمين كوههايى افكند تا لرزش آن را از شما بگيرد.
آيۀ نخست، كوهها را به ميخهايى تشبيه كرده و اين، بيانگر دو نكته است:
يك - كوهها به ميخهايى كوبيده شده بر زمين مىماند كه در آن فرو رفته. اخيراً ثابت شده كه كوهها چند برابر ارتفاعشان، در زمين فرو رفتهاند و صخرههاى زير كوهها، پايينتر از لايههاى صخرهاى كه قارههاى عظيم و دهشتناك بر آن قرار دارند، واقع شدهاند.
دو- كوهها در وظيفهاى كه دارند، به ميخها مىمانند. ميخها، خيمهها را ثابت نگه مىدارند تا مبادا از جاى خود كنده شوند. همچنين كوهها، به خاطر فرو رفتنشان در اعماق زمين، پوستۀ سخت و محيط زمين را به لايههاى سيال آن مرتبط و محكم مىسازند و توازن آن را برقرار مىكنند. اگر كوهها نبودند، قشر بيرونى زمين پيوسته در تكان و لرزه بود و بر لايههاى سيال زيرين، موج برمىداشت و ساكنانش را به اين طرف و آن طرف مىكشيد. به اين مطلب، در آيات اخير و احاديثى كه همچون شرح بر اين آياتند، تأكيده شده است.
اميرمؤمنان(ع) در يكى از خطبههاى خود، در حمد و ثناى الهى، مىفرمايد: «و به رحمت خود بادها را به حركت درآورد و پراكنده ساخت، و جنبش زمين را با سنگها و صخرههاى بزرگ، ميخكوب و آرام گردانيد». 1
آن حضرت - صلوات الله عليه - در خطبهاى ديگر، معروف به «اشباح» به دو مطلب پيشگفته اشاره كرده است، آنجا كه در بيان آفرينش زمين مىفرمايد: