118مىكردند، بلكه گاهى شعرهاى جديد بر اشعار گذشته برترى مىيافت، تا آنجا كه در قرون اوليۀ اسلام، اشعار خوب، بر اشعار ارزشمند جاهلى، به مراتب از جهت روانى، استحكام، هنر، ابتكار و زيبايى برترى داشت. حتى در عصرهاى متأخر، اشعار بسيارى در سطح عالى به ظهور رسيد كه از گذشتگان گوى سبقت را مىربود.
بىشك از دوران پيامبر(ص) تا امروز، در ميان عرب، گروه بىشمارى از رساگويان و سخنوران به عرصه آمده بودند كه در بينشان، بسيارى با دين اسلام دشمنى داشتند يا براى كسب ماديات و مقامات دنيوى، با دشمنانِ اين آيين همكارى مىكردند. اگر معارضه و رقابت با قرآن كريم براى اين عده امرى ممكن بود، بىدرنگ به آن اقدام مىكردند و با كوشش تمام آن را دنبال مىكردند تا با سالمترين و تأثيرگذارترين روش، بر دعوت اسلام مُهر بطلان بزنند و از پيشرفت باز دارند.
اگر اين كار به انجام رسيده بود، بىشك آشكار و منتشر مىگرديد؛ زيرا انگيزهها براى اعلان و پخش آن بسيار بوده، حال آنكه مىبينيم در اين باره، هيچ موردى ذكر نشده است و اين معلوم مىكند كه اولاً: قرآن معجزهاى است فراتر از سطح توانايى بشر؛ ثانياً: قرآن در خبردهى غيبى خود صادق است كه فرموده هر چه زمان بگذرد و اتفاقات تازه رخ بنماياند و علوم و معارف و فرهنگها و گونههاى بيانى متحول شوند، احدى را توان معارضه و رقابت با قرآن نخواهد بود.
كوششهاى نافرجام براى رقابت با قرآن كريم
آرى، عدهاى از زنادقه و دشمنان چنين تلاشى كردند و البته جز نااميدى و خسران، چيزى ديگر نصيبشان نشده است.
از هشام بن حكم نقل شده است كه روزى «ابن ابىالعوجاء»، «ابوشاكر ديصانى»، «عبدالملك بصرى» و «ابن مقفع» كنار خانۀ خدا جمع شده بودند و حاجيان را مسخره مىكردند و به قرآن طعنه مىزدند. ابن ابىالعوجاء گفت: