106بدون شك چهرههاى برجستۀ يك دين، پيشوايانِ دينداران و پيروان آن دين به شمار مىآيند كه مايۀ هدايتند و مردم دنبالهرو آنان هستند و شيوۀ زندگى ايشان را دليل ديندارى خويش مىدانند. قانونگذارى در مسيحيت نيز اينگونه است. اين امر به كنيسهها و كليساها واگذار شده و بزرگان اين آيين، هرچه را بخواهند، قانون قرار داده و هرچه را اراده كنند، تغيير مىدهند و به دلخواه خود، مطالبى از كتابهاى دينى را حذف مىكنند. در اين صورت، اين دين، دين ثابتِ حق كه از سوى خداى متعال فرو فرستاده شده، نخواهد بود. بلكه بازيچهاى است در دست عدهاى اندك كه هرگونه بخواهند آن را حاكم مىسازند.
نتيجۀ آنچه گفته شد، اين است كه نشانههاى دينِ حقى كه از سوى خداوند نازل شده و رسول كريمش آن را براى مردم آورده است، تباه مىشود و تعاليم الهى آن، به آموزههايى بىمايه و دست ساختۀ بشر تبديل مىگردد.
سخنى دربارۀ تورات و انجيل
تورات و انجيل و ديگر كتابها و تعاليم آسمانى كه اصول و قوانين دو دين يهوديت و مسيحيت و آموزههاى راستين آن را در بر داشتهاند، به دليل نبود حاملان حقيقى به جايگاه نخستين خويش باز گردانده شده، يا عدهاى خاص آنها را پنهان ساخته بودند تا مردم از آنها آگاه نشوند. درحالىكه مىدانستند مردم از دين حقيقى منحرف شدهاند و در صورت اطلاع از تعاليم آن، به راه راست نمىآيند و هدايت نمىشوند. در نتيجه از كتابهاى اين دو دين، جز نوشتههايى تحريف شده باقى نمانده است و هرچند نام اصلى بودن را به دوش مىكشد، تهى از تعاليم آنها هستند و هيچكس نمىداند چه وقت و چگونه نوشته شدهاند. كتابهايى مملو از تناقضات، خرافهها، نسبتهاى ناروا و گمراهىهايى كه هيچ تناسبى با مقام پروردگار و كمال او و تقدس رسولان و پيامبران و فرشتگان و اولياى الهى و آموزههاى آنها ندارد، بلكه