94علامه امينى(رحمهالله) داستان بلال را از ابن عساكر در تاريخ شام وحدود ده نفر از بزرگان معروف اهل سنّت در «الغدير» 1 نقل نموده است.
ه) طاهر بن يحيى حسينى مىگويد:
حدّثني أبي عن جدّي جعفر بن محمّد عن أبيه عن عليّ(ع) قال: لمّا رُمِس رسول الله(ص) جائت فاطمة(عليهاالسلام)، فوقفت على قبره(ص)، وأخذت قبضةً من تراب القبر ووضعت على عينيها وبكت، وأنشأت تقول:
مَاذَا عَلى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدَ
أَنْ لاَيشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِيا
صُبّتْ عَلَى مَصَائِبُ لَوْ أَنَّهَا
صُبَّتْ عَلَى الأَيامِ عِدن لَيالِياً 2
پدرم از جدّم از جعفر بن محمّد از پدرش از على(ع) برايم حديث نقل كرد كه فرمود: وقتى پيامبر(ص) به خاك سپرده شد، فاطمه(عليهاالسلام) بر سر قبر پيامبر(ص) ايستاد ومشتى از خاك قبر را گرفت وبر روى چشمانش گذاشت وگريه كرد واين شعر را خواند:
كسى كه تربت احمد (پيامبر) را ببويد ابداً سختى وبدبختى نخواهد ديد.
مصيبتهايى بر من وارد شده كه اگر بر روزها وارد مىشد، به شب
بدل مىشدند.
علامه امينى اين واقعه را از ابن جوزى در «الوفاء»، ابن سيدالناس در