93وگفت: آيا مىدانى كه چه مىكنى؟ وقتى به او رو كرد، ديد ابوايوب انصارى است وگفت: آرى، من براى سنگ نيامدهام بلكه به پيشگاه رسول خدا(ص) آمدهام كه مىفرمود: هرگاه متولّى وسرپرست دين، اهل آن بود، بر دين گريه نكنيد. ولى آنگاه بر دين گريه كنيد كه سرپرستى آن را (انسان) نااهلى عهدهدار شود.
علامه سپس مىگويد:
اين جريان را حاكم در «مستدرك» 1 نقل كرده وآن را صحيح دانسته وعدهاى ديگر (نيز) نقل نمودهاند. مىگويد: اين داستان به ما خبر مىدهد كه منع از توسّل به قبور طاهره از زمان صحابه از بدعتهاى اموىهاست واز هيچ صحابى انكار توسّل به قبر پيغمبر(ص) وتبرّك به آن، غير از زاييده بنىاميه، مروان حكم شنيده نشده است. 2
د) سمهودى نيز مىگويد:
أنّ بلالا لمّا قدم من الشام لزيارة النبيّ(ص) أتىالقبر، فجعل يبكي عنده، ويمرغ وجهه عليه، وإسناده جيّد . 3
هنگامى كه بلال از شام براى زيارت پيامبر(ص) مشرّف شد، نزد قبر پيامبر آمد وگريه مىكرد وصورتش را بر آن مىماليد. سندهاى اين روايت خوب است.