176
المشركين و عبادتهم و اتخاذهم من دون الله آلهة كان على وجه الاعتقاد فيهم انّهم ينفعون و يضرون بما ليس إلاّ لله ربّ العالمين، فكان الردّ عليهم بابطال هذا الإعتقاد و بيان انّ الملك لله وحده، كما انّ له الربوبية وحده. ولم نعرف حقيقة اسم الشرك و اسم عبادتهم لغيرالله إلاّ بهذا المعني الذي كثر استعماله عندهم و صار هو المتبادر، فهو الأصل في تفسير الشرك و العبادة؛ لانّه هو الثابت بالدليل القرآني الثابت في كثير من سور القرآن. و من ادعي غيره فعليه البيان. 1
... اين آيات كريمه و امثال آنها از قرآن دلالت دارد بر اينكه صدازدن مشركان و عبادت آنان و از غير خدا خدايانى را براى خود انتخاب كردن همراه با اين اعتقاد بوده كه آنان نفع مىرسانند و ضرر مىزنند؛امرى كه تنها در حيطه كار پروردگار عالميان است، و ردّ بر آنان به ابطال اين اعتقاد است و بيان اينكه سلطنت و سلطه و ملكيت تنها براى او مىباشد، همانگونه كه ربوبيت تنها براى اوست. و ما حقيقت اسم شرك و اسم عبادت آنان غير خدا را نمىشناسيم جز به اين معنا كه استعمال آن نزد آنان زياد بوده و متبادر به ذهن همين است، و آن اصل در تفسير شرك و عبادت مىباشد؛ زيرا اين معنا به دليل قرآنى ثابت است كه در بسيارى از سورههاى قرآن وجود دارد، و هركس غير آن را ادعا كند بايد به بيان آن بپردازد.
در كلام بدرالدين حوثى به اعتقاد مشركان به عرضيت تصرف اوليا