168 مشركان اعتقاد استقلالى درباره بتها در مورد شفاعت و يارى آنها داشتهاند.
خداوند متعال مىفرمايد:
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونٰا فُرٰادىٰ كَمٰا خَلَقْنٰاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ مٰا خَوَّلْنٰاكُمْ وَرٰاءَ ظُهُورِكُمْ وَ مٰا نَرىٰ مَعَكُمْ شُفَعٰاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكٰاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ مٰا كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ (انعام:94)
و (روز قيامت به آنها گفته مىشود:) همه شما تنها به سوى ما بازگشت نموديد، همانگونه كه روز اوّل شما را آفريديم! وآنچه را به شما بخشيده بوديم، پشت سر گذارديد! وشفيعانى را كه شريك در شفاعت خود مىپنداشتيد، با شما نمىبينيم! پيوندهاى شما بريده شده است؛ وتمام آنچه را تكيهگاه خود تصوّر مىكرديد، از شما دور وگم شدهاند.
از اينكه خداوند سبحان مىفرمايد: زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكٰاءُ يعنى شما گمان مىكرديد كه بتها در ميان شركا نقش شريك خدا را ايفا مىكنند استفاده مىشود كه مشركان ديدگاه استقلالى درباره بتها داشتهاند؛ زيرا اين معنا مفاد از كلمه «شريك» است.
علامه طباطبايى(رحمة الله) درباره اعتقاد مشركان به استقلال در تأثير بتها مىنويسد:
وانّما ذم تعالى المشركين لقولهم
ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللهِ زُلْفى
، فاعطوهم الاستقلال و قصدوهم بالعبادة دون الله تعالى، و لو قالوا: انّما نعبد الله وحده و نرجو ان يشفع لنا اولياؤه لما