167
ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (زمر: 43 و 44)
آيا آنان غير از خدا شفيعانى گرفتهاند؟! به آنان بگو: آيا (از آنها شفاعت مىطلبيد) هر چند مالك چيزى نباشند ودرك وشعورى براى آنها نباشد؟! بگو: تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاكميّت آسمانها وزمين از آن اوست وسپس همه شما به سوى او بازمىگرديد!
در اين دو آيه قرائنى وجود دارد كه دلالت بر اعتقاد استقلالى مشركان به شفاعت بتها دارد از آن جمله:
1. در آيه اول كلمه «شفعاء» بر بتها اطلاق شده آن گاه در آيه دوم مىفرمايد: لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ ، و مىدانيم كه شفاعت در آيه دوم به معناى واسطهگرى نيست؛ زيرا معنا ندارد كه بگوييم: واسطهگرى مخصوص خداست، بلكه به اين معناست كه قدرت بر مساعدت و يارى، به خداوند متعال باز مىگردد، و اين معنا دلالت مىكند بر اينكه مشركان اعتقاد به استقلال بتها در شفاعت داشتهاند و اينكه بتها در مساعدت و يارى مستقل و در عرض خدا عمل مىكنند.
2. جمله لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ دلالت بر حصرِ ملكيت شفاعت دارد و نيز جمله لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ دلالت بر ملكيت دارد، و در حقيقت با مفهوم آن، نفى ملكيت شفاعت و يارى و كمك به نحو ملكيت و استقلال از ديگران مىكند. و اين به نوبه خود دلالت دارد بر اينكه مشركان ديدگاه استقلالى و به نحو ملكيت درباره بتهاى خود داشتهاند.
3. كلمه مِنْ دُونِ اللّٰهِ كه به معناى بريدن و قطع ارتباط تأثير و اعمال قدرت از خداوند متعال است نيز شاهد و مؤيّد اين مطلب است كه