147 سوّمين آنهاست [دختران خدا هستند]؟! آيا سهم شما پسر است وسهم او دختر؟! [در حالى كه بزعم شما دختران كمارزشترند!] در اين صورت اين تقسيمى ناعادلانه است!
آيا اين اولادى را كه آنان براى خدا معتقد بودند تنها شفيع به حساب مىآمدند و هيچگونه تأثيرى در نظام تكوين نداشتند؟! اگر چنين بود چرا از آنان به فرزند تعبير شده است؟! آيا اين تعبير و عنوان دلالت نمىكند بر وجود نوع اتحاد و تجانسى بين پدر و پسر به اعتقاد آنان؟ به اين معنا كه پسر به نوعى قدرت پدر را داراست كه نتيجه آن شرك در ربوبيت باشد؟!
اين موضوعى است كه قرطبى به آن تصريح كرده آنجا كه مىگويد:
ومن اجاز ان تكون الملائكة بنات الله فقد جعل الملائكة شبهاً لله؛ لانّ الولد من جنس الوالد و شبهه. 1
و هر كس اجازه دهد كه ملائكه دختران خدا باشد به طور حتم ملائكه را شبيه خدا دانسته است؛ زيرا فرزند از جنس پدر و شبيه اوست.
د) اعتقاد به استقلال بتها
از آيات قرآن كريم و ادله ديگر استفاده مىشود كه مشركان به استقلال بتها در تأثير اعتقاد داشتهاند و بدينجهت آنها را عبادت مىكردند، و لذا نمىتوان اين آيات را بر مؤمنانى كه ديدگاه استقلالى به اوليا ندارند و آنان را واسطه قرار مىدهند و صدا مىزنند و