133من نمىگويم كه آنان خورشيد وماه وبت مىپرستند، ولى از كارهايى كه براى غير خدا كرده واز شهوت خفيف بر آنان بيمناكم.
اعتقاد به اينكه بعد از پيامبر(ص) شرك باقى مانده واز بين مسلمانان ريشهكن نشده نقطه ضعف پيامبر(ص) است؛ چگونه پيامبر(ص) با آن زحمات فراوان نتوانست شرك وبتپرستى ومظاهر آن را برچيند. چطور وقتى سخن از عدم عدالت كل صحابه از ناحيه شيعه مطرح مىشود وهابيان اشكال مىكنند و مىگويند اين نظريه موجب تنقيص پيامبر(ص) است و مىرساند كه پيامبر(ص) كوتاهى كرده ونتوانسته اصحاب خود را تربيت كند، ولى وقتى سخن از شرك به ميان مىآيد، براى اثبات مشركبودن ديگران درصدد تنقيض پيامبر(ص) برآمده وادّعا مىكنند كه پيامبر(ص) نتوانست شرك را از شبه جزيرة العرب برچيند.
نتيجه اينكه: وهابيان نبايد از وقوع شرك در اين امّت خوف به خود راه دهند؛ زيرا پيامبر(ص) از اين جهت خوف نداشته است.
عدم جواز تطبيق آيات مشركان بر مسلمانان
وهابيان آيات مشركان را بر موحدان در اين زمان تطبيق مىدهند در حالىكه مطابق برخى روايات چنين كارى بىمورد است. زيرا پيامبر(ص) از اين امر ترس نداشت و مطمئن بود كه امت مشرك نمىشود.
بخارى به سندش از عقبة بن عامر نقل كرده كه گفت:
إِنَّ النَّبِيَّ(ص) خَرَجَ يَوْماً فَصَلّي عَلى أَهْلِ أُحُدٍ صَلاَتَهُ عَلَى الْمَيِّتِ، ثُمَّ انْصَرَفَ إِلَى الْمِنْبَرِ فَقَالَ: إِنِّي فَرْطٌ لَكُمْ وَ أَنَا شَهِيدٌ عَلَيْكُمْ، وَ