88حادث شده ودر زمان رسول خدا(ص) نبوده است نيز بنمايند، واين كار را تحت عنوان حرص بر محافظت شريعت انجام مىدهند؛ درحالىكه نمىدانند با اين عملكرد خود دين را از سهل وآسان بودن خارج كرده ومردم را در مشكلات بسيارى قرار مىدهند. آنان گمان مىكنند كه براى هر امر شرعى بايد نصّى خاص از جانب شارع رسيده باشد، وگرنه داخل در مفهوم «بدعت» مىشود. آنان گمان مىكنند كه شريعت اسلامى عقيم بوده ودربردارنده ضوابط عمومى وقوانين نيست تا بتواند پاسخگوى مصاديق حادث بوده وبا شرايط زمان ومكان منطبق باشد.
در رأس اين مكتب وتفكّر ابن تيميه قرار دارد. شخصى كه با اين ديدگاه تنگنظرانه تخم تفرقه واختلاف را در بين مسلمانان نشاند، واز اين طريق مسلمانان موحّد را به انواع تهمتها متّهم ساخت. با اينكه خودش قائل است به اينكه عادت بشر مربوط به عرف وطبيعت آنان است، ولذا اصل در آن حلّيت وعدم منع است. او مىگويد:
فالأصل في العبادات لا يشرع منها إلاّ ما شرّعه الله، والأصل في العادات لايحظر منها إلاّ ما حظّره الله. 1
اصل در عبادات آن است كه چيزى به جز آنچه كه خداوند تشريع كرده مشروع نباشد، واصل در عادات آن است كه چيزى جز آنچه كه خداوند محظور وممنوع كرده، ممنوع نباشد.
وهابيان وپيروان محمّد بن عبدالوهاب، اين عقيده وروش را از استادشان ابنتيميه به ارث برده وطوائف ديگر اسلامى را به جهت برخى اعمال، به بدعتگذارى وشرك وكفر متهم ساختند.