81گفته بود، كُشت به ادعاى اينكه وى از روى ترس كلمه توحيد را گفته فرمود: «
أَفَلاَ شَقَقْتَ عَنْ قَلْبِهِ؟» 1؛ «پس چرا قلبش را نشكافتهاى؟ (تا بينى راست مىگويد يا دروغ)».
و نيز از رسول خدا(ص) نقل كرده كه فرمود: «
لَمْ اؤْمَرْ أَن أنقَبُ عَنْ قُلُوبِ النَّاسِ» 2؛ «من مأمور نيستم كه از قلبهاى مردم جستوجو كنم».
2. اكتفا به ايمان اجمالى
از مصاديق رحمت الهى اين است كه براى ورود در اسلام، ايمان اجمالى را كافى دانسته است، به اينكه انسان معتقد به وحدانيت خدا شده و تنها او را مستحق پرستش بداند و اينكه محمّد(ص) رسول خداست و آنچه مىگويد بر حق مىباشد، ولى خروج از اسلام را سخت كرده و در آن دلالت اجمالى را كافى ندانسته، بلكه تفحص و تبين را لازم كرده و دلالت قطعى بر اراده كفر را خواستار شده است.
3. وجوب دعوت به خدا نه تكفير
دعوت به سوى خداوند متعال واجب است ولى تكفير افراد واجب نيست؛ خداوند متعال مىفرمايد:
(وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) (آل عمران : 104)
بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، وامر به معروف ونهى از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.