73و شهوت مىباشد، و شرع براى جلوگيرى از هواى نفس آمده و پيروى از هواى نفس انسان را به هلاكت مىاندازد. و ادله [در اين زمينه] بسيار است.
و گاهى جايز مىشود بر مجتهد كه خود را به تكليفى وادار كند كه فوق حدّ وسط و اعتدال است، بنابر آنچه كه در احكام ترخيص گذشت.
ولى چون در مقام افتا با قول و فعلش مىباشد بايد مخفى بدارد چيزى را كه گمان مىكند در آن به او اقتدا گردد؛ زيرا چه بسا به او اقتدا شود در چيزى كه طاقتى براى انسان در عمل به آن نيست، و لذا از عمل بريده مىشود، و اگر اتفاق افتاد چنين عملى در نظر مردم بايد آنان را از كيفيت اين عمل آگاه سازد، همانگونه كه رسول خدا(ص) عمل مىكرد، چرا كه او در عبادت و اخلاقيات فوق همه مردم بود، و او -عليه الصلاة و السلام -الگوى مردم به حساب مىآمد، و چه بسا مردم به او در آن عمل به جهت ظهورش اقتدا كرده و از آن پيروى كنند، و لذا در مواضعى از آن نهى مىكرد، همانند نهيش از [روزه] وصال [كه جمع بين روزه شب و روز باشد] ... و چون ثابت شد كه وادار كردن بر حدّ وسط و اعتدال همان عمل موافق با قصد شارع است، و اين همان روشى است كه سلف صالح بر آن بودهاند، پس بايد مقلّد نظر كند كه كدامين مذهب بر طبق اين طريق جارى است، كه آن مذهب به پيروى سزاوارتر و به عبرت گرفتن اولى است... . 1