43آزادانديش كه از تعصب و هواى نفس آزاد است را آرام و متعادل كرده تا به سرعت درباره كسى كه معتقد به كلام «ابن كثير» شده حكم ننمايد... در اين صورت است كه نمىتواند معتقد شود كه تأويل برخى از آيات صفات، گمراهى و خروج از دين است، و حال آنكه دانشمند امت آقاى ما عبدالله بن عباس در تفسير آيه (يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سٰاقٍ ) همينگونه تأويل را به كار برده است. ابن كثير از او نقل كرده كه مقصود، كشف از امر عظيم است. همانگونه كه نمىتواند معتقد شود كه تفويض، روش اهل ضلالت است. 1
دكتر سيد عصام العماد كه خود مدتى وهابى بوده و اكنون مستبصر شده در اين باره مىگويد:
من هنگامى كه وهابى بودم مىپنداشتم هر كس كه در مسأله صفات، اعتقادى غير از اعتقاد وهابيان داشته باشد، گمراه و منحرف و غالى است، و معتقد بودم كه در اين اعتقاد، هيچ اشتباهى وجود ندارد. به ياد دارم هنگامى كه در سال 1998 در دانشكده ابن سعود درس مىخواندم به سختى به عموم اهل سنت از طرفداران اشعرى و ماتريدى به سبب تأويل صفات حمله مىشد و از كسانى همچون عبدالفتاح ابوغده و محمد غزالى مصرى و محمد على صابونى و حسن البناء و دهها نفر ديگر كه عقيدهاى غير از وهابيان درباره آيات صفات داشتند بيزارى مىجستيم؛ اما پس از آنكه از وهابيت جدا شدم تازه فهميدم كه نظريه آنان چه سرانجامى خواهد داشت.