59ابونعيم اصفهانى و ابن عساكر و عدهاى ديگر، روايتى را از عبدالله بن مسعود نقل كردهاند كه مىگويد: «قرآن بر هفت حرف نازل شده و براى هر حرفى، ظاهر و باطنى است و همانا علم ظاهر و باطن نزد على بن ابىطالب عليه السلام است». 1
اميرالمؤمنين عليه السلام بارها از اين حقيقت خبر داده است. بهطورىكه در روايت ابنسعد و ابونعيم و عدهاى ديگر، مىخوانيم كه حضرت على عليه السلام فرمود:
به خدا قسم! هيچ آيهاى نازل نشد، مگر اينكه دانستم دربارۀ چه چيزى و در كجا و بر نفع يا ضرر چه كسى نازل شده است. همانا پروردگارم به من دلى روشن و پرفهم و زبانى راستگو و گويا بخشيده است. 2
در نقل ديگر، ابن سعد و عدهاى ديگر، از امام على عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: «از من دربارۀ كتاب خدا بپرسيد؛ زيرا هيچ آيهاى نيست مگر اينكه مىدانم در شب نازل شده يا در روز، در دشت نازل شده يا در كوه». 3
لازم سوم: گمراهدانستن همه مسلمانان، غير از شيعه
جزايرى مىگويد: [و لازم مىآيد]گمراهى همۀ مسلمانان، مگر شيعيان اهل بيت؛ زيرا كسى كه فقط به بعضى از قرآن عمل كند، در كفر و گمراهى او ترديدى نيست؛ چون احتمال دارد آن قسمتى از قرآن كه به دست مسلمانان نرسيده باشد، شامل مطالبى از نوع عقايد و عبادات و آداب و احكام باشد.
پاسخ به جزايرى: ما قبلاً مقصود و مفهوم حديث را توضيح داديم و با توجه به معنايى كه براى آن شد، اين روايت هيچگاه مستلزم كفر و گمراهى مسلمانان نمىشود. برخلاف آنچه جزايرى بيان مىكند، حتى اگر معانى حديث همان باشد كه او گمان