46 اينكه اهل بيت عليهم السلام و شيعيان، با وجود تورات و انجيل تحريفشده، خود را از قرآن بىنياز مىدانند، مىخواهد به نتيجهاى كه دلخواهش است، برسد؛ يعنى هركس اعتقاد داشته باشد كه با وجود كتابهاى آسمانى، به قرآن نيازى ندارد، كافر و مرتد و از دايرۀ اسلام بيرون است و شيعيان به دلالت اين دو حديث، چنين عقيدهاى دارند. ازاينرو ايشان با همين دو حديث ضعيف و نيز با معنايى كه هيچ دلالتى بر آن ندارد، شيعه را تكفير كرده و نسبت به احاديث صحيح زيادى كه كلينى (ره) در كافى در باب فضل قرآن و فضيلت قرائت و عمل به آن آورده، بىاعتنا بوده است. درحالىكه مرحوم كلينى (ره) بخشى جداگانه از كتاب كافى را به قرآن اختصاص داده و عنوان آن را «كتاب فضلالقرآن» ناميده است و در آن 124 حديث در موضوعات گوناگون و بابهاى متنوع به يادگار گذاشته است كه به برخى از عناوين اين بابها اشاره مىشود:
باب فضل حامل القرآن؛ بابى در فضيلت كسى كه حامل قرآن باشد.
باب من يتعلّم القرآن بمشقّة؛ بابى در ثواب كسى كه قرآن را به سختى ياد گيرد.
باب من حفظ القرآن ثم نسيه؛ بابى در حكم كسى كه قرآن را حفظ نمايد، سپس آن را فراموش كند.
باب البيوت التى يقرأ فيها القرآن؛ بابى در فضيلت خانههايى كه در آنها قرآن خوانده مىشود.
باب ثواب قرائة القرآن؛ بابى در پاداش قرائت قرآن.
باب قرائة القرآن فى المصحف؛ بابى در فضيلت خواندن قرآن از روى نوشتۀ قرآن.
باب ترتيل القرآن بالصوت الحسن؛ بابى در پاداش ترتيل قرآن با صداى زيبا.
باب من يظهر الغشية عند قرائة القرآن؛ بابى در حكم كسى كه هنگام قرآنخواندن، خود را به غش مىزند.
باب فى كم يقرأ القرآن و يختم؛ بابى در مدت زمانى كه قرآن خوانده و ختم شود.
باب فى أن القرآن يرفع كما أنزل؛ بابى در اينكه قرآن بالا مىرود، همانگونه كه نازل