248 دنبال آن برود». پس خورشيدپرستان به دنبال خورشيد و ماهپرستان به دنبال ماه و طاغوتپرستان به دنبال طاغوت مىروند و اين امّت، به همراه منافقين خود باقى مىماند و خداوند بهسوى آنها به غير آن صورتى كه او را با آن مىشناسند، مىآيد و مىگويد: «من پروردگار شما هستم». مىگويند: «از تو به خدا پناه مىبريم، در جاى خود مىمانيم تا پروردگار ما بيايد؛ اگر پروردگار ما بيايد او را مىشناسيم». پس خدا به آن صورتى كه او را با آن مىشناسند، مىآيد و مىگويد: «من پروردگار شما هستم». پس مىگويند: «تو پروردگار ما هستى و در پى او مىروند». 1
دسته دوم: رواياتى هستند به پيامبر (ص) ، چيزهايى نسبت دادهاند كه شايستۀ او نيست كه به چند نمونه از آنها اشاره مىكنيم:
1. پيامبر (ص) گوشتى را به ديگرى داد كه به شيوۀ بتپرستان ذبح شده بود؛ بخارى به نقل از سالم مىگويد:
از عبدالله شنيدم كه از قول رسول خدا[ (ص) ] مىگفت: «پيامبر، زيد بن عمرو ابن نفيل را در جايى به نام بلدح ملاقات كرد و اين جريان پيش از آن بود كه بر رسول خدا[ (ص) ] وحى نازل شود. پس رسول خدا[ (ص) ] براى او سفرهاى گستراند كه در آن گوشت بود و [زيد] از خوردن آن خوددارى كرد و گفت: من از [گوشتى] كه به شيوۀ بتپرستان ذبح شود، نمىخورم و تنها [از گوشتى] مىخورم كه اسم خدا بر آن برده شده باشد». 2
2. پيامبر (ص) مىخواست با جنابت نماز بخواند؛ بخارى و مسلم از ابوهريره چنين روايت كردهاند: