225ذهبى 1 و سيوطى 2 او را از حافظان حديث شمردهاند و نزد آنها، از رجال جرح و تعديل محسوب مىگردد كه ابوداوود و ترمذى و نسائى براى او روايت مىكردند و نسائى و دارقطنى و ابنحبان او را توثيق كردهاند. او به دشنامگويى و كينهورزى نسبت به على عليه السلام مشهور است. 3
از ديگر افراد اين گروه، «حريز بن عثمان حافظ ابوعثمان رحبى» است، كه ذهبى 4 و سيوطى 5 و ابن عماد حنبلى 6، او را از حفّاظ حديث شمردهاند. او ناصبى معروفى است؛ بخارى و ائمۀ چهارگانه اهل سنّت، روايات او را نقل كردهاند. دربارۀ او از احمد بن حنبل سؤال شد، گفت: «ثقه است، ثقه است»؛ و نيز گفت: «در شام دقيقتر از حُريز در نقل روايات نيست». ابن معين و دحيم و احمد بن يحيى و مفضل بن غسان و عجلى و ابوحاتم و ابن عدى و قطان او را توثيق كردهاند. ابن مدينى مىنويسد: «عدهاى از اصحاب ما كه محضر آنها را درك كرديم، همواره او را توثيق مىكردند. او نيز همواره اميرالمؤمنين عليه السلام را عيبجويى و لعن مىكرد». ابن حبان مىنويسد: «او در صبحگاهان هفتاد مرتبه و در شامگاهان نيز هفتاد بار على عليه السلام را لعنت مىكرد». 7
در ميان راويان حديث اهل سنّت، افراد ناصبى بسيارى وجود دارند كه برخى از آنها عبارتاند از: عبدالله بن شقيق عقيلى، اسماعيل بن سميع كوفى حنفى، حصين بن نمير واسطى، زياد بن جبير بن حية ثقفى بصرى، زياد بن علاقة بن مالك ثعلبى، عبيدالله بن