223 و از ذبح ما بخورد، مسلمان است؛ براى او امان خدا و امان رسول خداست. پس امان خدا را از بين نبريد». 1
بنابراين هركس شعائر اسلام را انجام دهد، حكم به اسلام او مىشود و آزاردادن او حرام است. خداوند متعال مىفرمايد: وَ لاٰ تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقىٰ إِلَيْكُمُ السَّلاٰمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا 2؛ زيرا ايمان، امرى پنهان و درونى است و با جزم و يقين نمىشود آن را از كسى نفى كرد.
اين سخن جزايرى كه مىنويسد: «ميان اهل سنّت يك نفر هم بغض اهل بيت را ندارد» درست نيست؛ زيرا بسيارى از علماى آنها، هرچند به گمان خودشان دوستدار اهل بيت عليهم السلام هستند، كارهايى انجام دادهاند كه خلاف اين مطلب را ثابت مىكند. در تأييد اين نكته كافى است بدانيم كه در باب علم رجال، علماى اهل سنّت حكم كردهاند كه تشيعِ راوى، به وثاقت او ضرر مىزند؛ يعنى راوى را بهسبب دوستى با اهل بيت عليهم السلام ضعيف مىشمارند و روايات او را كنار مىگذارند؛ هرچند بسيار راستگو و در نقل حديث دقيق باشد. حتى به او تهمت «رفض» مىزنند و عناوين زشتى دربارۀ او به كار مىبرند. بنابراين هركس كه اهل بيت عليهم السلام را دوست داشته و فضائل و احاديث آنها را روايت كند يا آنها را بر ديگران برترى دهد، نزد اهل سنت، شيعۀ مذموم يا رافضى خبيث، محسوب مىشود كه هيچگونه ارزش و احترامى ندارد. حتى امام شافعى كه از پرچمداران و بزرگان اهل سنّت و يكى از رهبران آنهاست، متهم به تشيع شده است؛ چون به محبت اهل بيت عليهم السلام زبان گشوده است. وقتى به شافعى گفته شد: «كسانى هستند كه طاقت شنيدن مناقب و فضائل اهل بيت عليهم السلام را ندارند و در صورت شنيدن،