179 ديگر مسلمانان نمىشود. بلكه سبب اختلاف و جدايى، نويسندگانى هستند كه تمام تلاش خود را براى كافر نشاندادن طايفۀ بزرگى از مسلمانان مىنمايند. بدين جهت، احاديث ضعيفى را دستاويز خود قرار مىدهند كه معناى آنها را نمىفهمند يا از روى هواى نفس، معانى بىاساس و احتمالات موهومى را بر آن احاديث بار مىكنند و براى آن معانى، لوازم و نتايجى بىاساس مىتراشند. آنگاه با استفاده از آنها، هر كه را خواستند، تكفير مىكنند.
همچنين ضعف و سُستى اين گفتۀ جزايرى كه «زيرا جماعت شيعه، از وحى موجود در كتاب خدا و هدايتگرى سنّت نبوى... بىنياز است و اين بدان سبب است كه نزد آنان، مصحف فاطمه و...» بديهى است؛ زيرا شيعۀ اماميه از ديگر مسلمانان جدا نشده تا جزايرى چنين احتمالات و توهمات بيهودهاى را دستاويز خود قرار دهد. آنها هرگز از كتاب خدا و سنّت نبوى (ص) بىنياز نگشتهاند و چيز ديگرى را جايگزين اين دو نكردهاند. كتابهاى شيعه آشكارا بيان مىكند كه كتاب خدا و سنّت، از مهمترين مصادر و منابع استنباط و فهم دين نزد شيعيان است. پس چگونه با مصحف فاطمه عليها السلام و جفر و جامعه و مانند آنها، از قرآن و سنّت بىنياز شوند! درحالىكه چنين كتابهايى نزد شيعه نيست. بلكه اصلاً چنين كتابهايى را روايت نكرده و حتى از محتواى آنها هم آگاهى ندارند؟! (بلكه اين كتابها فقط نزد اهل بيت عليهم السلام بوده است).
***
ابوبكر جزايرى مىنويسد: خدا نابود كند روحيۀ شرارتى را كه پارۀ عزيزى از جسم امّت اسلامى را به اسم اسلام از آن جدا كرده است و عدۀ زيادى را بهعنوان نصرت و يارى اهل بيت، از راه اهل بيت دور گردانده است.
بار خدايا! دست جرم [و خيانت] نخستين را قطع كن كه سبب جدايى اين عده
(شيعه) از تو و گمراهى آنان از راه تو گرديده است.