158 تمام عقايد نيست تا اينكه هر حكمى بر يكى مترتب بود، بر ديگرى نيز مترتب باشد و لوازم يكى بر ديگرى بار شود؛ مانند اعتقاد مسلمانان و مسيحيان به نزول حضرت عيسى عليه السلام در آخرالزمان.
در نتيجه مىتوان گفت كه عقيدۀ شيعه و مسيحى در مسئلۀ صليب و تاواندادن، يكى نيست. حتى اگر از باب جدل هم ايشان را در اين دو موضوع همعقيده بدانيم، باز بدان معنا نيست كه عقايد شيعه و مسيحى يكى است. با اين توضيح، وجه مغالطه در كلام جزايرى روشن مىگردد كه مىگويد: «بنابراين عقيده شيعيان و مسيحيان يكى است و مسيحيان، به فرمودۀ صريح خداى عزّوجلّ كافرند؛ آيا شيعيان نيز به كفر پس از ايمان تن در مىدهند؟!»
جزايرى مىگويد: لازمه پنجم: سخن آخر اينكه، اى شيعه! خود را نجات بده و از اين سخنان باطل و بيهودهگويىها بيزارى بجوى و راه خدا و مؤمنين را پيش بگير.
پاسخ به جزايرى: شيعه، به لطف خداوند، با حركت بر صراط مستقيم الهى و پيروى از راه مؤمنين و خاندان پاك پيامبر (ص) و يارى جُستن از كتاب خداى عزيز، نجاتيافته است. او در واقع، طبق وصيت و سفارش پيامبر اكرم (ص) عمل كرده است كه مىفرمايد:
همانا من چيزى ميان شما گذاشتهام كه اگر به آن تمسك كنيد، هرگز بعد از من گمراه نمىگرديد كه يكى از ديگرى بزرگتر است: كتاب خدا، ريسمانى كه از آسمان به زمين كشيده شده و خاندان و اهل بيتم عليهم السلام . هرگز اين دو از هم جدا نمىشوند تا اينكه در كنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگريد كه چگونه [بعد از من]با آنها رفتار مىكنيد.
ايشان در بيان ديگر فرموده است:
ستارگان مايۀ ايمنى اهل زمين از غرقشدن هستند و اهل بيت من مايۀ ايمنى