138 كتاب مىگويند، اشاره شد.
بايد گفت، خروج چنين فردى كه معتقد است اهل بيت عليهم السلام چنين كتابهايى دارند، از دايرۀ اسلام و مسلمانان، آن هم به دليل اينكه او داراى علوم و معارف و هدايتى است كه ديگر مسلمانان چيزى از آن ندارند، باطل و بىاساس است؛ چون معناى چنين اعتقادى، اين نيست كه فقط شيعه آن كتابها را دارد و با آنها به هدايتى دست يافته كه ديگران از آن بىبهرهاند. البته اگر چنين چيزى را هم بپذيريم، باز اشكالى ندارد؛ چون در اين صورت شيعۀ اماميه از عترت پاك پيامبر (ص) پيروى كرده و از هدايت آنها بهرهمند گشته و از علوم و معارف آنها كسب فيض نموده و مطيع فرمان رسولخدا (ص) بوده است كه مىفرمايد:
من دو چيز گرانبها را ميان شما مىگذارم، اگر به آنها تمسك جوييد هرگز بعد از من گمراه نمىشويد، كه يكى از ديگرى بزرگتر است: كتاب خدا، ريسمانى كه از آسمان به زمين كشيده شده است و عترت و اهل بيتم. آگاه باشيد كه آن دو از هم جدا نمىشوند تا اينكه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. 1
علاوه بر اين، فرقۀ ناجيه بايد مجهز به معارف و علومى باشد كه ديگر طوايف مسلمانان از آن بىبهرهاند. وگرنه لازم مىآمد كه تمام فرق مسلمان، اهل نجات باشند كه اين سخنى بىدليل و باطل است.
***
جزايرى مىگويد: نتيجۀ هفتم: آخرين مطلب اينكه آيا نسبتدادن اين بيهودهگويىهاى پوچ و بىاساس و دروغگويى بىپايه به اسلام - دينى كه غير از او دينى پذيرفته نيست - درست است؟ وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلاٰمِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي