135 طبقات و هيثمى در مجمعالزوائد از وى نقل كردهاند، مىگويد:
دو بار در عمرم جبرئيل را ديدم. روزى در «صَوْرَين» هنگامى كه رسولخدا[ (ص) ] براى [جنگ با] بنىقريظه بيرون آمد، كه (جبرئيل) به صورت دحيه از كنار ما گذشت و به ما دستور پوشيدن سلاح داد و روزى در محل جنازهها هنگامى كه از حنين برگشتيم. 1
احمد نيز از او نقل مىكند كه مىگويد:
درحالىكه رسول خدا[ (ص) ] با جبرئيل در سايبان نشسته بودند، از كنارشان گذشتم و بر ايشان سلام كردم و رد شدم. وقتى برگشتم و پيامبر[ (ص) ] هم از آنجا برخاست، فرمود: «آيا كسى را كه با من بود، ديدى؟» گفتم: «بله». فرمود: «همانا او جبرئيل عليه السلام است و جواب سلام تو را داد». 2
دستۀ چهارم: رواياتى كه بيانگر سلام و مصافحهكردن فرشتگان بر بعضى از اصحاب پيامبر (ص) هستند؛ بهطورىكه آنها آشكارا فرشتگان را مىديدند. در روايتى مسلم از عمران بن حصين - در ضمن حديثى - مىگويد:
بهدرستى كه [فرشته] بر من سلام مىداد تا اينكه [براى درمان بيمارى] داغ نهادم. پس رها شدم [و بر من سلام نمىكرد] پس داغ نهادن را ترك كردم. پس او (فرشته) برگشت. 3
ابن سعد نيز از قتاده چنين نقل مىكند: «همواره فرشتگان با عمران بن حصين مصافحه مىكردند تا اينكه داغ نهاد. پس، از او دورى جستند». 4