134 احمد از ابن عباس چنين نقل مىكند:
به همراه پدرم خدمت رسول خدا[ (ص) ] بوديم و نزد او مردى بود كه با او نجوا مىكرد و گويى پيامبر[ (ص) ] از پدرم روىگردان بود. از نزد ايشان بيرون آمديم و پدرم به من گفت: «اى فرزندم آيا نديدى؟! گويا پسرعموى تو از من روىگردان بود؟» گفتم: «اى پدر! همانا نزد ايشان مردى بود كه با او نجوا مىكرد». ابن عباس مىگويد: «نزد پيامبر[ (ص) ] برگشتيم؛ پدرم گفت: اى رسول خدا! به عبدالله چنين و چنان گفتم. پس او به من خبر داد كه مردى نزدتان بود كه با شما نجوا مىكرد. آيا كسى نزد شما بود؟» رسول خدا[ (ص) ] فرمود: «اى عبدالله! آيا تو او را ديدى؟» گفتم: «بله». فرمود: «همانا او جبرئيل است؛ او كسى است كه مرا از شما بازداشته بود». 1
از ديگر افرادى كه جبرئيل را ديده است، محمدبنمسلمه است. ذهبى از وى چنين روايت مىكند:
در حال رفتن بودم كه ناگهان رسول خدا[ (ص) ] را بر كوه صفا ديدم درحالىكه دستش را در دست مردى گذاشته بود. آنگاه رفتم. حضرت فرمود: «چه چيزى مانع از سلامكردن تو شد؟» گفتم: «اى رسول خدا[ (ص) ]! با اين مرد رفتارى داشتى كه با هيچكس چنين رفتارى نداشتى. پس من خوش نداشتم كه سخنت را قطع كنم. اى رسول خدا! او چه كسى بود؟» فرمود: «جبرئيل». آنگاه به من فرمود: «اين محمد بن مسلمه سلام نكرد، اما اگر سلام مىكرد، سلامش را پاسخ مىداديم». 2
از ديگر رؤيتكنندگان، حارثة بن نعمان است. او طبق روايتى كه ابن سعد در