103بستر ايشان خوابيد. 1 طبق استدلال مخالفان، اگر حق با پيامبرخدا(عليه السلام) بود، بايد ايشان در مكه مىماند و از حق الهى خويش دفاع مىكرد، نه اينكه از مكه هجرت كند و ديگرى را در بستر خود بگذارد! در واقع مخالفان هم اقرار مىكنند كه چنين عملكردى، نبوت ايشان را زير سؤال نبرد؛ زيرا به يقين پيامبر اكرم(عليه السلام)، به امر و تأييد الهى اين كار را كرد. ازاينرو ممكن است ولى خدا با تمام شجاعت و دليرى، بنابر حكمتى و در موقعيتى خاص، به اذن خدا از حق الهى يا شخصى خود دفاع نكند و به دلايلى به مبارزه و جنگ مبادرت نورزد و اين متناقض با شجاعت و دليرى نيست. نمونههاى ديگرى نيز از اينگونه عملكرد در قرآن هست؛ براى مثال حضرت نوح(عليه السلام) به درگاه خدا به مغلوبشدن برابر قومش اعتراف كرد 2؛ حضرت موسى(عليه السلام) از ترس جان از ديار خود گريخت 3 و حضرت لوط(عليه السلام) خود را برابر قومش ناتوان خواند. 4
علت قيام مسلحانه نكردن حضرت على(عليه السلام)
شبهه كننده درباره قيام مسلحانه نكردن اميرمؤمنان(عليه السلام) چنين مىپرسد:
وقتى رسولالله در دو ماه آخر عمر مصلحتگرايى را بهسويى نهادند و على را رسماً جانشين خود كردند، قصدشان حتماً اين نبود كه على سكوت كند و حق خود را نگيرد. قصدشان حتماً اين نبود كه اين اعلان