95عهد خود بهكار بستند بهويژه «شاهرخ» كه در اين راه هيچ دقيقهاى را فرونمىگذاشت؛ بهگونهاىكه او و جانشينانش، زيارت مشهد امام رضا(ع) را از فرايض خود مىدانستند. ازاينرو، سلاطين تيمورى بارها به زيارت مشهد رفتند و آن آستانه را به نياز و اخلاص بوسيدند و «جبين ضراعت بر زمين استكانت» 1 سودند. از فحواى كلام تاريخنگارانشان نيز برمىآيد كه آنان به ديگر ائمه اثنىعشر نيز بسيار احترام مىگذاشتند؛ بهگونهاىكه گاه كار مبالغه در اينگونه مسائل به جايى مىكشيد كه تصور مىشد آن سلاطين شيعه هستند؛ چنانكه اين موضوع درباره سلطان حسين ميرزاى بايقرا مشهور است. 2
بيان مناقب آل رسول(عليهمالسلام)، در اشعار اين عهد امرى رايج بود؛ بهگونهاىكه نهتنها در قصايد غرايى از شاعران اين زمان مانند «ابن حسام»، «كاتبى»، «لطفالله نيشابورى»، «امير شاهى»، «امير حاج حسينى جنايدى»، «كمالالدين غياث شيرازى»، «نظام استرآبادى»، «فغانى شيرازى» و «لسانى»، مدايحى در ذكر مناقب حضرت علي(ع) و فرزندان او موجود است، بلكه حتى سنّيان متعصبى مانند «جامى» نيز از اظهار احترام فراوان به اهل بيت(عليهمالسلام) در اشعار، خاصه در مثنويات خود امتناعى نداشتند. اين امر در آثار منثور اين عهد، اعم از متون ادبى يا تاريخى، نيز فراوان ديده مىشود كه اينها همه، نشانههاى تمايلى است كه صوفيان اهل سنت بهتدريج به تشيع و پيشروان آن پيدا مىكردند. حتى فردى همچون «فخر رازى» كه در موضع خلافت، كاملاً مخالف