72
آمده و نيز از آستان قدس جبروت گذر كرده و وارد آستان قدسى لاهوت شدهاند و حقيقتاً آنان موحدان واقعى هستند. ولايت خاصه نيز داراى درجاتى است كه مرتبهاى از آن، فناى عبد در خداى تعالى به تجلى الهى و بقا به او با خلع وجود امكانى و ملبس شدن به وجود حقانى است و نيز اين مرحله در انتهاى سفر اول از اسفار چهارگانه و ابتداى سفر دوم است و آن سفر، از حق به حق با تجليات اسمائيه است و اين، مقام قاب قوسين است كه يك قوس از ابتدا و مرتبه واحديت تا آخر آن است با شئون الهى و قوس ديگر از مرتبه واحديت است تا احديت به تجلى ذاتى و شئون آن و اين ولايت اختصاص به حقيقت محمديه و اوصياى او بالوراثة دارد. بنابراين، ولايت خاصه همان ولايت محمديه(ص) است كه گاهى مقيد به اسمى از اسماى الهيه است و گاهى مطلق و عارى از قيود و حدود است تا مقام جامعى براى ظهور جميع اسماء و صفات در اسماء باشد.
امام راحل(ره) نيز در كتاب «مصباح الهدايه» و ديگر آثار ارزشمند خود، وجوه مختلفى براى ولايت و نبوت قائل شده است. حضرت امام دايره ولايت مطلقه و نبوت مطلقه را فراتر از آن چيزى دانسته است كه عرفاى عظام درصدد بيان آن برآمدهاند. ايشان معتقد است حقيقت محمديه(ص) در مقام اول مبعوث بر جميع اسما و اعيان ثابته و در مقام ثانى مقدم بر جميع مراتبى است كه عرفاى بزرگوار گذشته آن را بيان داشتهاند:
اين نهايت چيزى است كه اينان در رابطه با حقيقت نبوت و بلكه حقيقت خلافت و ولايت به آن رسيدهاند. چنانچه از مراجعت به آنچه از آنان نقل شده و با دقت از نوشتههاى آنان معلوم مىشود و