62كه روح را صفا مىدهد و كدورات روحى و گردهايى را كه از معصيت بر روح لطيف انسانى نشسته است، شستوشو مىدهد و حب و عشق به آنها ابر مغفرتى است كه گرد معصيت را از چهره روح مىزدايد.
در عالم وجود كسى كه آنها را دوست نداشته باشد، اگرچه تمام عمر خود را صرف عبادت حق كرده باشد و معذلك اهل نجات هم باشد، وجود ندارد. پس رحمت حق شامل كسى كه محبت اهل بيت را فاقد باشد نمىشود. بنابراين بدون وساطت اهل بيت، خدا را كما هو حقه نمىتوان شناخت. پس معرفت حق توأم با حب آنها و تبعيت از طريقه آنهاست. لذا از مصدر عصمت وارد شده است:
«مَعْرِفَتِي بِالنُّورانِيَّةِ مَعْرِفَةُ الله» و
«من رآني فقد رأى الحق». 1
مطلب ارزشمندى كه شيخ عارف در اين قسمت از تفسير خود بيان كرده است، اين است كه وجوب حب و عشق به اهل بيت(عليهمالسلام) در اين نشئه كه عالم فرق و تفصيل است، ناشى از حب حق است به آنها در مقام جمعالجمع و احديت وجود. پس اهل بيت(عليهمالسلام) در بدايت وجود، محبوب حق بودهاند. بنابراين، حب حق به آنها سبب ظهور و بروز مراتب و سلاسل طول و عرض عالم وجود گشته است و در حقيقت، ائمه صورت تماميه وجود محبوب و معشوق حقند به عين عشق و ابتهاج حق به ذات خود.
بنابراين، اهل بيت(عليهمالسلام) صورت تماميه عالم امكانند و وجود عالم به تبع وجود آنها خلق شده است و شاهد آن، اين است كه حب آنها سبب نيل به حق و حشر با آنها دليل رسيدن به مقامات عاليه است. ازاينرو، غايت