120كه جلوهگاه حق شود. به همين خاطر است كه حقايق عالم از طريق او جلوهگر مىشود. با آنكه ملائكه از عالم اعلا بودند، ولى انسان را از همه وجوه نشناختند، چنانكه برخى ابعاد او بر آنان مجهول ماند. ازاينرو گفتند: أَ تَجْعَلُ فِيهٰا مَنْ يُفْسِدُ فِيهٰا (بقره: 30). عقل آدمى نيز از شناخت همه وجوه انسان ناتوان است.
انسان كامل، به همه اسما و صفات الهى احاطه دارد. خداوند او را در دنيا، امام و خليفه قرار داده و علم الاسماء را به او آموخته و همه آنچه را در آسمانها و زمين قرار داده، مسخر او گردانيده است. از آنجا كه خداى سبحان كمال اين نشئه انسانى را اراده كرده است، لاجرم جميع عالم را به او ارزانى داشت و براى او در همه اسما تجلى كرد. بدين ترتيب، انسان داراى صورت الهى و صورت كونى گشت. پس خدا او را روح عالم قرار داد و همه اصناف عالم را براى او بهمنزله اعضاى جسم نسبت به روح مدبر آن قرار داد؛ بهگونهاىكه اگر انسان كامل از جهان رخت بربندد، جهان در كام مرگ فرو مىرود. 1
لذا انسان كامل، خليفة الله است كه مظهر اسم الله و جامع و حاكم در همه عوالم است. همه اعيان در حقيقت به يك عين جامع كه عين انسان كامل ختمى است، بازمىگردد، چنانكه تمام اسما به اسم واحد و جامع اسما كه اسم مربى عين انسان كامل است، باز مىگردد. 2
در لغت، عالم از علامت گرفته شده است و عبارت است از: آنچه شيء به آن معلوم مىشود. در اصطلاح عبارت است از: همه ماسوىالله؛ زيرا