110
آن دم كزو مسيح همى مرده زنده كرد
يك نفخه بود از نفس روحپرورم
فى الجمله مظهر همه اشياءست ذات من
بل اسم اعظم به حقيقت چو بنگرم 1
نتيجه اينكه حقيقت جامع و جهانشمول در اين عالم عنصرى، هم به صورت انبيا ظهور مىكند و هم به صورت اوليا. ظهور آن به صورت انبيا به منظور تعليم احكام و ارشاد بندگان و ظهورش به صورت اوليا، بهمنظور آگاه كردن مردمان به اسرار حق است. به قول شيخ محمود شبسترى:
گه نبى بود ديگر گاه ولى
گه محمد گشت و گاهى شد على
در نبى آمد بيان راه كرد
در ولى از سرّ حق آگاه كرد
شايان توجه است كه با ظهور و حضور خاتم الاوليا كه پايان ولايت و آخرين فرد و مظهر انسان كامل است، دوران ولايت نيز پايان مىپذيرد و جميع اسرار هستى و حقايق الهى آشكار مىشود و با بازگشت وى به ذات الهى كه مصدر و مرجع كل است، دور عالم پايان مىيابد. بنابراين، ايشان سبب حفظ و استمرار وجود و علت غايى آن است. 2
ظهور كل او باشد به خاتم
بدو يابد تمامى هر دو عالم
پس تجلى حق در انسان كامل به كمال خود مىرسد؛ بهگونهاىكه حق خود را در كاملترين صورت، به صورت انسان كامل متجلى مىسازد. با اين تعاريف، از جهتى مىتوان گفت در عين آنكه انسان كامل مخلوق است، حق است. از نظر ابن عربى، انسان كامل، دليل حق است كه جامعيت گوهرى خود را دارد. خداوند در آدم (يعنى نوع انسانى)، همه صفات ذاتى خود را به ظهور مىرساند. ابن عربى مىنويسد كه خداوند با