107احديت پيش از هر تعينى با آن تعين يافته است. آن صورت اسم جامع الهى، جامع جميع اسما و صفات و كاملترين فرد نوع انسانى و بلكه اكمل مظاهر حق و اعظم مجالى اوست كه مجلاى اسم اعظم و داراى جمعيت مطلقه است.
از نظر ابن عربى، حقيقت محمديه، از يكسو با عالم و از سوى ديگر، با انسان ارتباط دارد. از نظر ارتباطش با عالم، مبدأ خلق عالم است كه خداوند پيش از هر چيز او را آفريد و هر چيزى را نيز از او خلق كرد و از نظر ارتباطش با انسان، مىتوان گفت صورت كامل انسان است كه در نفس خود، جامع جميع حقايق وجود و خلاصه آدم حقيقى انسان است. از نظر ارتباطش با علوم باطنى و معارف عارفان نيز مصدر و منبع آن علوم و آن معارف و امتداد ارواح جميع انبيا و اوليا و قطبالاقطاب است. 1
شايان توجه است كه مقصود ابن عربى از حقيقت محمديه، شخص محمد رسول الله(ص) نيست كه پس از همه انبيا در اين عالم عنصرى در عصرى معين ظاهر گشت و رسالتش را به مردم رسانيد و سپس به عالم ديگر انتقال يافت، بلكه آن موجودى ازلى است كه ابداع خداوند است. به عبارتى، عقل اول است. وى در فتوحات مكيه مىنويسد:
وكذلك المفعول الابداعى الذى هو الحقيقه المحمديه عندنا و العقل الأوّل عند غيرنا و هو القلم الاعلى الذى ابدعه الله من غير شىء. 2
حقيقت محمديه كلى سعى، احاطى و انبساطى كه حقيقتى است