121بلال در حالى كه محزون بود بيدار شد وسوار بر مركب شده، به سوى مدينه آمد ومستقيماً به طرف قبر پيامبر(ص) رفت وشروع به گريه كرد وخود را به قبر حضرت ماليد. حسن وحسين عليهما السلام آمدند. بلال آن دو را مىبوسيد وبه خود مىچسباند. آن دو به بلال فرمودند: ما مىخواهيم تو هنگام سحر اذان بگويى. بلال بالاى بام مسجد رفت. چون گفت: «الله اكبر، الله اكبر». مدينه از گريه مردم بر خود لرزيد. چون گفت: «اشهد أن لا اله الاّ الله»، شيون اهل مدينه بيشتر شد. چون گفت: «اشهد انّ محمّداً رسول الله»، زنان از خانهها بيرون ريختند، وروزى به مانند آن روز ديده نشد كه اينگونه مردان وزنان گريسته باشند. 1
ادله مخالفين گريه
وهابيان گريستن بر اموات را جايز نمىدانند و به ادلهاى چند تمسك كردهاند كه آنها را مورد بحث وبررسى قرار مىدهيم:
1.نهى از گريستن بر ميّت در روايات
مسلم وديگران از عبدالله نقل كردهاند كه گفت: حفصه بر عمر گريست. عمر به او گفت: آرام باش، اى دختركم! آيا نمىدانى كه رسولخدا(ص) فرمود: «انّ
الميّت يعذّب ببكاء اهله عليه » 2؛ «گريه خانواده ميت، او را عذاب مىدهد».
و نيز از ابن عمر نقل شده كه چون عمر مجروح شد بيهوش شد. بر